skip to main | skip to sidebar

۱۳۹۰ اسفند ۷, یکشنبه

جدایی نادر از سیمین برنده ی اسکار بهترین فیلم خارجی شد

تبریک به مردم ایران، برای بردن اولین اسکار تاریخ
Posted by ساز مخالف at ۲۱:۱۱ هیچ نظری موجود نیست:
پست‌های جدیدتر پست‌های قدیمی‌تر صفحهٔ اصلی
اشتراک در: نظرات (Atom)

انتخاب درست ...

من بی نوا بنده گکی سر براه نبودم. و راه بهشت مینوی من ، بزرو طوع و خاکساری نبود. مرا دیگر گونه خدایی می بایست شایسته ی آفریینه ای که نواله ی ناگزیر را گردن کج نمی کند و خدایی دیگر گونه آفریدم

خاطرات....

Blog Archive

  • ▼  2012 (1)
    • ▼  فوریهٔ (1)
      • جدایی نادر از سیمین برنده ی اسکار بهترین فیلم خارج...
  • ◄  2011 (7)
    • ◄  آوریل (3)
    • ◄  فوریهٔ (2)
    • ◄  ژانویهٔ (2)
  • ◄  2010 (10)
    • ◄  نوامبر (1)
    • ◄  اکتبر (1)
    • ◄  سپتامبر (1)
    • ◄  ژوئن (2)
    • ◄  مهٔ (3)
    • ◄  ژانویهٔ (2)
  • ◄  2009 (14)
    • ◄  اوت (1)
    • ◄  ژوئن (8)
    • ◄  مهٔ (3)
    • ◄  فوریهٔ (1)
    • ◄  ژانویهٔ (1)
  • ◄  2008 (29)
    • ◄  اوت (1)
    • ◄  ژوئیهٔ (4)
    • ◄  ژوئن (1)
    • ◄  مهٔ (8)
    • ◄  آوریل (2)
    • ◄  مارس (13)

About Me

عکس من
ساز مخالف
در آوار خونین گرگ و میش دیگر گونه مردی آنَک،‌ که خاک را سبز می‌خواست، و عشق را شایسته‌ی زیباترین زنان که اینَش به نظر هَدییَتی نه چنان کم بها بود که خاک و سنگ را بشاید؛ چه مَردی، چه مَردی، که می‌گفت: قلب را شایسته‌تر آن، که به هفت شمشیر عشق در خون نشیند، و گلو را بایسته‌تر آن، که زیباترین نام‌ها را بگوید، و شیرآهن کوه‌مردی از این گونه عاشق، میدان خونین سرنوشت، به پاشنه‌ی آشیل درنوشت. روئينه‌تنی که راز مرگش اندوه عشق و غم تنهایی بود، آه اسفندیار مغموم: تورا آن به که چشم فرو پوشیده باشی! آیا نه؛ یکی نه بسنده بود که سرنوشت مرا بسازد؟ من تنها فریاد زدم: «نه!» من از فرو رفتن تن زدم، صدایی بودم من، شَکلی میان اَشکال، و معنایی یافتم. من، بودم؛ و شدم، نه زان گونه که غنچه‌ای گلی، یا ریشه‌ای که جوانه‌ای یا یکی دانه که جنگلی! راست بدان گونه که عالی مردی شهیدی! تا آسمان بر او نماز برد. من بینوا بندَگَکی سر به راه نبودم، و راه بهشت مینوی من، بُز رو طوع و خاکساری نبود. مرا دیگر‌گونه خدایی می‌بایست، شایسته‌ی آفرینه‌ای که نواله‌ی ناگزیر را گردن کج نمی‌کند! و خدایی دیگر گونه آفریدم! دریغا شیرآهن کوه مردا که تو بودی، و کوه‌وار پیش از آنکه به خاک افتی، نستوه و استوار، مرده بودی اما نه خدا و نه شیطان! سرنوشت تو را بتی رقم زد، که دیگران می‌پرستیدند! بتی که دیگرانش می‌پرستیدند.
مشاهده نمایه کامل من